عشق فقط عشق علي رهبر فقط خامنه اي - سال حماسه سياسي حماسه اقتصادي

ماه ترین |فیلم سه بعدی|انیمیشن |سریال|کتاب|بازی

فروش ویژه ساعت LED تاچ اسکرین



اولین ساعت LED صفحه لمسی در جهان. پدیده سال جدید را به دستان خود ببندید! تركيبي حيرت انگيز از پيچيده ترين و جذاب ترين تكنولوژي هاي مدرن. طرح برگزيده 10 مجله برتر مد و فشن جهان ...
ساعت LED تاچ اسکرین بر خلاف سایر ساعت های موجود، نه یک ساعت عقربه ای است و نه یک ساعت دیجیتالی معمولی! همانطور که در تصویر مشاهده میکنید این ساعت تاچ اسکرین (صفحه لمسی) با ظاهری متفاوت و مدرن به بازار ارائه شده است. صفحه این ساعت در حالت عادی خاموش بوده و زمانی که شما صفحه آن را لمس کنید LED های ساعت روشن شده و ساعت برای شما نمایش داده خواهد شد که مطمئنا دیگران را حیرت زده خواهد کرد. از دیگر خصوصیات این ساعت دارا بودن تقویم و نمایشگر سال می باشد. از نکات جالب ساعت LED تاچ اسکرین این است که هیچ دکمه ای ندارد و حتی تنظیم ساعت هم با لمس صفحه آن انجام می شود! این ساعت برای اولین بار در ایران با رنگ بندی های مختلف و شش ماه گارانتی تعویض و بسته بندی اورجینال و شکیل توسط فروشگاه میهن استور عرضه شده است.

روش خرید: برای خرید پس از کلیک روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل یا محل کار تحویل بگیرید، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست بپردازید. جهت مشاهده فرم خرید، روی دکمه زیر کلیک کنید.

قیمت: 27000 تومان

فروشگاه ماه ترین

اشعار زیبای کیکاووس یاکیده (بازیگر سریال هوش سیاه)

اشعار زیبای کیکاووس یاکیده (بازیگر سریال هوش سیاه)

اشعار عاشقانه اشعار کیکاوس یاکیده اشعار کیکاووس یاکیده جمشید کاظمی سریال هوش سیاه 1 سریال هوش سیاه 2 شعر عشق هنرمند خوش صدا کامران بوریایی کیکاووس کیکاووس یاکیده

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

مجموعه اشعار زیبا از کیکاووس یاکیده بازیگر نقش جمشید کاظمی یا کامران بوریایی

هنرمند خوش صدای سریال هوش سیاه 1 و 2

اشعار زیبای کیکاووس یاکیده (بازیگر سریال هوش سیاه)

نه اولش پیداست
و نه آخرش …
با این همه باید تا آخرش بروم …
بگذار بنشینم و نفس تازه کنم …
نترس!
تصمیم من عوض نمی شود …
به سنگی بدل نمی شوم که کنار راه افتاده باشم …
نترس!
این بار هم که تاول پاهایم خشک شود …
دوباره عاشقت می شم …
دوباره راه می افتم …
دوباره گم می شوم …
هر طور شده این راه را تا آخر می روم!

 

*** *** ***

هر صبح از فراز پل در دوردست خیـــال…
سایـــــــــه …
چمدانی پر از نام عشقش را به رود می سپارد …
رود …
دریـــــــــا …
بــــــــــــاران …
بوی عـشـــق می دهند!

*** *** ***

آدم ها …
قـــــطارها …
روی ریل حرکت می کنند
عاشـــــــق می شوند …
فاجـــــعه آغاز می شود

*** *** ***

چقدر دزدیدن نگاه از چشمان تو لذت بخش است …
گویی تیله ای از چشمم به دلم می افتد!
بانــــــو؟
با مردی که تیله های بسیار دارد می آیی؟

*** *** ***

می ترسم از سگ همسایه …
دنبالم می کند …
یکی از همین قفس ها برایش بساز …
تا آدم شود!

*** *** ***

بوی رفتـــــن می دهی!
در را باز می گذارم …
وقتی برو که گنجشک ها و ستاره هـا خـوابنـــد!

*** *** ***

تمام پروانه ها قاصدک بودند …
به هر قاصدکی راز چشمان تو را گفتم پروانه شد …
تمـــــام پروانه ها ادای چشمهای تو را در می آورند …
چون …
بغض مرا دوســت دارند!

*** *** ***

بـــــرو بانو!
بگذار بیدار شوم …
خیال تو را به دوش کشیدن خرج دارد …

*** *** ***

فاصله ی ساقه تا شکوفه …
فاصله ی خیال تو با من …
فریادی ست که با مرگ خاموش می شود
چیزی میان رسیدن و بودن من است!
شاید ارواح پدرانم نمی گذارند آنجا که رسیده ام باشم …
شاید تصویر تمام قدی که در راه از تو می سازم پیش رویم نیستند!

*** *** ***

پا برهنه تا به کجا دویده ای؟
که این همه
گل شکفته است؟!

*** *** ***

مرا ببخش که پنداشتم،
شـــادی پرواز پـــرســتــوهـــا
از شوق حضور توست؛
آن ها بـــهار را
با تو اشتباه می گیرند
آخر کوچکند، کوچکم …

*** *** ***

بـغـض انـاری فـاش شـد
تـا سـقـف اتـاق مـن
سـتـاره بـاران شـد

*** *** ***

میــان اینــهمــه راه
کــه بــه تــو نمــی رســد،
چــه سخــت اســت
راه ِتــو را گــم کــردن …

*** *** ***

باران که میبارد،
تمام کوچه های شهر،
پر از فریاد من است که میگویم:
من تنها نیستم …
تنها منتظرم، تنها!

*** *** ***

عشق همین خنده های ساده توست
وقتی با تمام غصه هایت می خندی
تا از تمام غصه هایم رها شوم

*** *** ***

زندگی
قرص نانی است
روی آب ِ حوض ِخانه ی خاطرات …
سهم ماهی های سرخ،
که همیشه عاشقند…
باور کن!

*** *** ***

پای رفتنم را پیش تو گذاشتم
یادت هست
که نروم؟
حال تو رفته ای
با پای من؟
یا پای من رفته است
با تو؟

*** *** ***

جــایــی، میــان راه تــو
پــاشنــه آشیــل را یــافتــه‌ام!
تمــام شــد، تنهــایــی!

کــافــی‌ســت،
پلــک‌هــایــم را ببنــدم!

راستی بــانــو!
آنهــا را نــدیــده‌ای؟!
جــایــی، میــارن راه تــو نبــود …

*** *** ***

ایــن بــار هــم کــه
تــاول پــاهــایــم خشــک شــود،
دوبــاره عاشقــت می‌شــوم!
دوبــاره راه مــی‌افتــم!
دوبــاره
گــم مــی‌شــوم …

*** *** ***

پشــت پنجــره هــا
زمستــان بــال گستــرده اســت!
گنجشکــان
و مــن،
پشــت تمــام پنجــره هــا،
تــو را می جــوییــم …

*** *** ***

زمستــان
زمستــان آمــده اســت!
خستــه ام!
مــی خــوابــم!
بهــار کــه آمــد،
پیلــه ام را مــی شکــافــم
تــا بــا پــرهــای خیــس،
دوبــاره
عــاشقــت شــوم …

*** *** ***

هر که را از دور می بینم
گلویم خشک می شود
می ترسم نکند
این بار
اشتباه نگرفته باشم
بانو
من به دنبال تو می آیم
تو هم از من بگریز
بگذار
دیرتر بمیرم

*** *** ***

ای بانو
بیا حواسمان را پرت کنیم
مال هرکس دورتر افتاد
عاشق تر است
اول خودم
حواسم را بده تا پرت کنم

*** *** ***

همیشه منتظرت هستم
خیال می کنم پشت در ایستاده ای و در میزنی
اینقدر این در کهنه را باز و بسته کرده ام که لولایش شکسته است
لولای شکسته در را عوض میکنم
انگار کسی در میزند
در را باز می کنم و در خیالم تو را می بینم که پشت در ایستاده ای
می گویم:
بانو خوش آمدی
ولی تو نیستی
پشت در تنهاییست
در را می بندم و باز دوباره باز میکنم
ولی هنوز هم نیستی
اینقدر باز میکنم و می بندم که لولای در دوباره می شکند
کاش می آمدی
می دانم چشم خسته ام بسته خواهد شد
قلبم خسته ام خواهد ایستاد
ولی تو نخواهی آمد
بانو
بانو
بانو جان
تا آخر عمر فقط همین خواهد بود
من و در و لولای شکسته
و حسرت دیدار تو
فقط همین

صفحه قبل صفحه بعد
نظر شما
نام : *
پست الکترونیک :
وب سایت/بلاگ :
*
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O @};-
:B /:) =D> :S
کد امنیتی : *



برچسب ها : ,

0 دیدگاه


در گوگل محبوب میکنم
جهت حمایت از ماه ترین روی +1 کلیک کنید
parsupdate